تبلیغات
لطیفانه
لطیفانه




[عمومی , ]



احساس تنهایی شدیدی می کنم. تنهایی مطلق. یک تنهایی که من در یک طرف ایستاده ام و خدا در طرف دیگر و بقیه همه اش سکوت، همه اش مرگ، همه اش نیستی است... گاهی فکر می کنم که خدا نیز تنها بوده که انسان را آفریده تا از تنهایی به درآید. خدا، اول آسمان و زمین و ستارگان و فرشتگان و موجودات را آفرید، ولی هیچ یک جوابگوی تنهایی او نبود. سپس انسان را به صورت خود آفرید. به او درد و عشق داد؛ و روح او را با خود متحد کرد تا جبران تنهایی خود را بنماید. ولی من انسان، از او می ترسم. تنها در برابرش ایستاده ام و از احساس این که جز او کسی را ندارم و جز او به طرفی نمی توان رفت و فقط و فقط باید به طرف او بروم، از این اجبار از این عدم اختیار، از این طریقه انحصاری وحشت زده شده ام و بر خود می لرزم.

   می دانم که باید با همه چیز وداع کنم، از همه ی زیبایی ها، لذت ها، دوست داشتن ها، چشم بپوشم. باید از زن و فرزند بگذرم؛ حتی دوستان را نیز باید فراموش کنم. آن گاه در آن تنهایی مطلق، خدا را احساس کنم. باید از تجلیاتش، درگذرم و به ذاتش درآویزم. باید از ظاهر، فرار کنم و به باطن فرو روم. و در این راه هیچ همراهی ندارم. هیچ دستیاری ندارم. هیچ هم دردی ندارم. تنهایم، تنهایم، تنها...
   آری این سرنوشت انسان است. سرنوشت همه ی انسان ها، که معمولا در کشاکش مشکلات و در غوغای حیات نمی فهمند و مانند مردگان، ولی می جنبند، حرکت می کنند و چیزی نمی فهمند...
   سرنوشت ما نیز، در ابهام نوشته شده است که نه گذشته به دست ما بوده و نه آینده به مراد ما می گردد. دردها و ناراحتی ها همراه با لذت های زودگذر و غرور بی جا، آدمی را در خود می گیرند و حوادث روزگار، ما را مثل پر کاه به هرگوشه ای می برند و ما هم تسلیم به قضا و راضی به مشیت او به پیش می رویم، تا کی اژدهای مرگ ما را ببلعد.


   سؤالات زیادی کرده بودی که اکنون، فرصت جوابش را ندارم و حوصله ای نیز برایم نمانده که همه را تجزیه و تحلیل کنم. هم اکنون که این نامه را به پایان می رسانم دو روزی از جنگ اعراب و اسرائیل می گذرد. هواپیماهای اسرائیلی از بالای سر ما می گذرند و جنگنده های اسرائیلی در آب های صور در مقابل چشمان ما رژه می روند. فداییان فلسطینی گروه گروه اسلحه به دست به سوی سرنوشت درگذرند. به صحنه می روند و بازگشتشان با خداست. معلّمین و دیگران اغلب گوششان به رادیوست. روزنامه ها مملو از فتوحات مصر و سوریه است... هر لحظه خبری می رسد و یا رادیوی مصر و سوریه اعلام می کنند که چند تا هواپیمای اسرائیلی سرنگون شده... و اسرائیل تکذیب می کند! امیدوارم که خدای بزرگ به اشک های یتیمان و خون شهدای فراوان رحمی کند و شر ظلم و ستم اسرائیل را از سر آوارگان و بیچارگان عرب کم کند! ترس و خوف دائمی و خطر تهاجم و بمباران اسرائیلی ها همیشه وجود دارد. این بار شاید به خواست خدا از قدرت و سیطره جهنمی آن ها کاسته گردد. نامه را ختم می کنم و به تو و همه ی دوستان درود می فرستم. سلام گرم مرا به همه ی دوستان برسان.
ارادتمند مصطفی چمران
12 اکتبر 1973
                                                  برگرفته از کتاب ((خدا بود و دیگر هیچ نبود))



نوشته شده توسط علی در  جمعه 14 بهمن 1384 و ساعت 03:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

علی (109)


موضوعات

عمومی (109)


 آرشیو

مرداد 1386 (2)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (1)
اسفند 1385 (2)
بهمن 1385 (2)
آذر 1385 (3)
آبان 1385 (4)
مهر 1385 (3)
شهریور 1385 (3)
مرداد 1385 (7)
تیر 1385 (1)
خرداد 1385 (5)
اردیبهشت 1385 (4)
فروردین 1385 (6)
اسفند 1384 (6)
بهمن 1384 (7)
دی 1384 (7)
آذر 1384 (8)
آبان 1384 (10)
مهر 1384 (10)


صفحات





لینكستان

  کاغذ مچاله

  اینک از حال به آینده پلی باید زد

  اسرار سکوت

  انسان در جستجوی جاودانگی

  گل دختر

  نی نامه

  وبلاگ طرفداران پرسپولیس

  ژورنالیسم

  تو چی میگی من چی میگم

  دل نوشته های یک دل

  شنیدنی

  ارمیا

  گنجینه نور

  رادیو آفتاب

  منتظر یار

  سیاست

  افسونگر

  شبهای برره

  مستر فنگ

  عارفانه

  تنهایی های منتظر

  دلها آرام گیرد بیاد خدا





لینكدونی
سید شهیدان اهل قلم (-)
سایت شخصی سامی یوسف (-)
دانلود آهنگ های سامی یوسف (-)
سامی یوسف (-)
شهید مرتضی مطهری (-)
دیوان سعدی (ره) (-)
دیوان حافظ (ره) (-)
دیوان شمس (-)
معرفی رشته های دانشگاهی (-)
کتابخانه دیجیتالی دید (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی


// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);